سرگرمی

کتاب ملت عشق و ناگفته هایی از رابطه شمس و مولانا که در این کتاب نوشته شده است

اگر شما از معدود کسانی هستید که در این روزگار ماشینی و زمانیکه سرانه مطالعه در ایران بسیار پایین و فاجعه بار است، به دنبال پیدا کردن کتاب و خواندن آن هستید ، به خودتان تبریک بگویید!!

کتاب ملت عشق یا  Forty Rules Of  loves نوشته الیف شافاک که این روزها شهرت زیادی پیدا کرده و دهان به دهان و دست به دست میچرخد، داستانی نسبتا طولانی است که رابطه شمس با مولانا را موازی و همزمان با داستان زنی آمریکایی ۴۰ ساله به نام اِلا روبنشتاین، روایت کرده و جلو میبرد.
 

آنچه در کتاب جذاب ملت عشق خواهید خواند

 
 همسراِلا دندانپزشک است، زندگی مرفه، خانه بسیار بزرگ و زیبایی دارد او سه فرزند دارد و کل زندگیش را وقف فرزندانش کرده، اما در زندگی اِلا خلا بسیار بزرگی حس میشد، زندگی زناشویی او رو به سردی گراییده و در حال خاموشی بود. او به تازگی تصمیم گرفته بود مشغول کار شود و در یکی از انتشاراتی های معتبر کار ویراستاری را به او داده بودند و برای اولین کار، از او ویراستاری کتابی را خواسته بودند که تا کنون کسی آن را نخوانده بود. نام این کتاب (چهل قاعده عشق) یا همان (ملت عشق) بود.
 
بعد از خواندن این کتاب، تغییر و تحولی ناگهانی در وجود او ایجاد و تغییرات اساسی در زندگی اِلا به وجود می آید، او عشق را همراه این کتاب می آموزد و جسارت زندگی کردن در سایه عشق را پیدا میکند، در این کتاب مدام سفر های شگفت انگیزی اتفاق می افتد از غرب دور تا شرق.
 
داستانی تاریخی که از ذهن نویسنده ای ترک زبان روایت شده و محسوس در آن از پیوستگی و وابستگی تمام ادیان الهی با هدفی واحد را لطیف حین داستان بیان میکند و در نهایت انسان را به *خویشتن خویش* و خرد درونی انسان رهنمون میسازد.
 
جدال خیر شر که درون هر آدمی وجود دارد، یا توانایی هایی که یک انسان بصورت باور نکردنی میتواند داشته باشد، یا خواست و اراده قوی که در بعضی افراد ضامن عزت نفس و موفقیت آنها خواهد شد!
 
دلایل جذابیت کتاب ملت عشق
 
  • جذابیت داستان در نشستن نویسنده جای هر شخصیت بصورت جداگانه و روایت داستان از نگاه خود او بصورت قابل توجهی زیباست !!!
  • کاوش درون ذهن شخصیت های داستان و ماهرانه از ذهن او روایت کردن !!!!
  • گاه گاهی جملاتی زیبا و لطیف، که گاهی بیش از حد انتظار و زیاد از حد میشوند !!!!
  • روایتی از رابطه شمس و مولانا و اینکه چگونه باهم آشنا می شوند و در نهایت چه بر سر شمس می آید و مولانا چگونه کتاب مثنوی و معنوی را با الهام از رابطه خود با شمس می نویسد.
با وجود اینکه این داستان زیاد هم پایان معما گونه ای ندارد و خواننده تقریبا آخر آن را حدس میزند، اما چیزی از لطف و زیبایی آن کم نکرده و شما را ترغیب به خواندن و ادامه دادن قصه می‌نماید.
 
ممکن است بعد تمام کردن داستان برخیزید و سراغ قفسه کتابهای خودتان رفته و گردو غبار بی مهری از سر و روی مثنوی معنویتان زدوده و تصمیم بگیرید و دلتان بخواهد اشعار مولانا را عمیق تر و موشکافانه تر بخوانید.
 
و در آخر نمیتوان انکار کرد نویسنده کتاب ملت عشق در کل داستان از اثرات معجزه گر عشق به وفور صحبت کرده و سعی کرده محور داستان تمام و کمال عشق باشد، همان عشقی که در مولانا بعد از شمس ظهور می کند و باعث تراوش مصرع های زیبایی از تک تک ذرات وجودش و خلق مثنوی معنوی شد، که از خاور تا باختر مردمان با هر فرهنگ و زبان آن را میخوانند!!!
 
و مولانایی که متعلق به تمام انسانهاست.
 

پیشنهاد پروماگ جهت مطالعه بیشتر :


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
دکمه بازگشت به بالا